پسر و دختر خفن (عکس فیلم کلیپ)
پسر و دختر خفن، ایرانی، لب خالی، کنار دریا، تنها، خونه، طنز، جوک، شعر
برای پسر دار شدنبرای دختر دار شدن

Google

در اين وبگاه


دانلود ترانه زیبای شب بخیر کوچولو
پر بازدیدترین ها
نگارنده: هستی - ۱۳٩۳/٩/٢۱

این متن رو از قول آقای دانشمند میگم*

 

 چند وقت پیش، تو تهران، تو حسینه ای منبر میرفتم

 

 یه جوانی آمد (نزدیک 30 ساله ش بود) گفت: حاج آقا من با شما چند دقیقه کار دارم

 

 گفتم: آقا بنویس بهم بده

 

 گفت: نوشتنی نیست

 

 گفتم: ببین، من رو قبول داری؟ گفت: آره

 

 گفتم: من چند ساله با جوان ها کار میکنم، تربیتی، فرهنگی، اگه نتونه حرفشو بنویسه بعد نمیتونه بگه، برام بنویس بیار

 

 گفت: باشه

 

 فردا شب که امدیم یه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه رو که خوندم

 

 این همون کسیه که دنبالش میگردم

 

 فردا شب امد گفت که: چی شد؟

 

 گفتم آقا من نوکر شما هستم، بیا با هم چند دقیقه صحبت کنیم

 

 گفت: من رو چه جوری می بینین شما؟

 

 گفتم: من نه رمالم! نه جادوگرم! من چی بگم

 

 گفت: نه ظاهری. گفتم: هیعتی و...

 

 دیدم زد زیر گریه

 

 گفت: اگه بدونی من چه جنایاتی، چه گناه هایی که نکردم

 

 فقط خوب خوبه که میتونم بگم از گناه هایی که کردم، اینکه مادرم رو چند بار کتک زدم، پدرم رو زدم

 

 عرق، شراب و کارهای دیگه برام معمولی بود

 

 گفتم: الان اینجوری؟

 

 گفت : حضرت زهرا دستم رو گرفت

 

 گفت حاج آقا من سرطانی بودم

 

 سرطانی میدونی یعنی چی؟

 

 گفتم یعنی چی؟

 

 گفت: به کسی سرطانی میگن که نه زمان حالیش هست، نه مکان

 

 نه شب عاشورا حالیش هست، نه تو حسینیه، نه مکان میفهمه نه زمان

 

 گفت: من سرطانی بودم

 

 گفت یه خونه، مجردی، با رفیقامون درست کرده بودیم

 

 هر کی، هر کی رو جور میکرد تو این خونه ی مجردی، اونجا، رخت خواب گناه و معصیت

 

 گفت شب عاشورا هر چی زنگ زدم به رفیقام، هیچ کدوم در دسترس نبودند

 

 گفت ماشین رو برداشتم، گفتم برم یه سرکی، یه گشتی بزنم

 

 تو راه که که میرفتم، یه خانومی رو دیدم، چادری، داشت میرفت حسینیه

 

 خلاصه امدم جلو و سوارش کردم با هر مکافاتی که بود،(می رسونمت و... )

 

 بعد بردمش به خانه ی مجردی

 

 این هم مثل بید میلرزید، گریه میکرد و میگفت: بابا مگه تو غیرت نداری؟

 

 آخه شب عاشورا ست

 

 بیا به خاطر امام حسین...

 

 گفتم: برو بابا، حسین کیه؟ این ها رو آخوند ها در آوردن

 

 عرب ها با هم دعوا کردن به من ربطی نداره!

 

 تو گریه کردن گفت: خجالت بکش من اولاد زهرا م

 

 به خاطر مادرم فاطمه حیا کن

 

 من این کاره نیستم، من داشتم میرفتم حسینیه

 

 گفتم: من فاطمه ی زهرا هم نمیشناسم

 

 من فقط یه چیز میشناسم، جوانی،جوانی کردن،جوانی، گناه،جوانی، شهوت

 

 این ها رو هم هیچ حالیم نیست


ادامه مطلب ...
نگاره های پیشین »